تبليغاتX
شهادت در راه حق


IBM

شرکت آی‌بی‌ام یك‌سال پس از اعلام تشکیل دولت اسراییل نخسیتن سرمایه‌گذاری‌هایش را در سرزمین‌های اشغالی شروع کرد و در سال 1381، به پاس نیم‌قرن خدمات چشمگیرش به این دولت، جایزه‌ی سفیر را از شیمون پرز (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) دریافت نمود.
این شرکت که سابقه‌ی بدی در زمینه‌ی شرایط محیطی کارگران و تخلفات اقتصادی دارد، یکی از سه شرکتی است که در سال 1380، آریل شارون (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) از ایشان تقدیر کرد.
لارنس ریکیاردی که یکی از مدیران ارشد آی‌بی‌ام است، در گفتگویی با روزنامه‌ی یهودی جروزالم‌پست بیان کرد: «این سرزمین و آرمان‌های والایش برای ما بسیار مهم است.» جالب آن‌که این شرکت یکی از مهم‌ترین شریکان صنعتی و اقتصادی حکومت نازی آلمان در زمان جنگ جهانی دوم بوده است.
پرونده‌ی سیاه IBM
• شعبه‌ی آلمانی این شرکت، یکی از سازندگان ماشین‌های محاسبه‌گری بوده است که هیتلر برای اداره‌ی راه‌آهن، نگهداری اطلاعات مربوط به اسرای جنگی و ساخت ادوات زرهی به آن‌ها نیاز داشته است. این همکاری از سال 1312 تا 1324 ادامه پیدا کرده است.
• کارگران این شرکت در مکزیک، در ازای یک‌ساعت کار، کمی بیش‌تر از پانصد تومان دریافت می‌کنند. IBM برای استخدام این کارگران، از شبکه‌ی پیچیده‌ای از شرکت‌های ریز و درشت استفاده می‌کند تا کارگرانش، اتحادیه‌ی کارگری تشکیل دهند.
جروزالم‌پست
این روزنامه‌ی انگلیسی‌زبان از دهم آذر 1311 در بیت‌المقدس منتشر می‌شود. نام آن تا سال 1329 ـ یعنی دو سال پس از اعلام تشکیل اسراییل ـ، پالستین‌پست بود. شمارگان این روزنامه حدود 50.000 نسخه برآورد می‌شود و سیاستمداران و خبرنگاران خارجی، بیشترین خواننده‌ی آن هستند. این روزنامه تا سال 1368 به حزب کارگر و دیدگاه‌های چپ و لیبرال گرایش داشت؛ اما با تغییر مدیریت آن در این سال، به سمت حزب لیکود و جریانات راست‌گرا متمایل شد.



Estée Lauder
رونالد لادر مدیر این شركت است. وی رییس كنونی صندوق ملی یهود و مدیر پیشین كنفرانس مدیران سازمان‌های یهودی آمریكاست. او كه یك صهیونیست دوآتشه و پركار آمریكایی است، مخالف سرسخت بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین‌هایشان است و معتقد است باید ایشان را از بین برد.
او در میان گروهی از صهیونیست‌ها در بیت‌المقدس، پس از ابراز مخالفت با گفتگو درباره‌ی حاكمیت دوگانه دولت اسراییل و دولت فلسطین بر این شهر، از سیاست مشت آهنین آریل شارون (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) پشتیبانی كرد.
وی یك مركز پژوهشی را به راه انداخته كه بر اساس گزارش وزارت آموزش رژیم اشغال‌گر قدس یكی از تندروترین نهادهای راست‌گرای اسراییل است.
سازمان‌های صهیونیست به غربیان توصیه می‌كنند كه برای شكستن تحریم مسلمانان علیه این شركت و شركت‌های مشابه، كالاهای آن‌ها را بخرند.



DELTA GALIL
داو لاتمن یكی از دوستان نزدیك ایهود باراك (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) است. او دلتاجلیل را در سال 1354 در اسراییل بنا نهاد و هم‌اکنون مهمترین سهام‌دار و مدیر آن است. سارالی (بزرگترین شركت تولیدكننده‌ی پوشاك دنیا) دومین سهام‌دار دلتا و شریك اصلی آن محسوب می‌شود.
دلتا محصولات خود را به واسطه‌ی نشان شركت‌های دیگر هم‌چون ماركس و اسپنسر، پوما، هوگوباس، كالوین‌كلین، نایك و ویكتوریاسكرت به بازار جهانی عرضه می‌كند.
لاتمن یكی از اهداف خود را تاسیس منطقه‌ی آزاد تجاری خاورمیانه میداند كه اسراییل در آن نقشی چون آمریكا در اتحادیه‌ی تجارت آزاد آمریكای شمالی (نفتا) خواهد داشت. دلتا بزرگترین تولیدكننده‌ی پوشاك در سرزمین‌های اشغالی و یكی از بزرگترین‌ها در سطح دنیاست.



Coca Cola
وزارت خارجه‌ی رژیم اشغال‌گر قدس در روزنگاری که برای سال 1345 منتشر کرده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسراییل از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است. این شرکت در سال 1356، به پاس سی‌سال پشتیبانی از رژیم صهیونیستی و مقاومت در برابر تحریم مسلمانان از سوی هیات اقتصادی اسراییل مورد تشویق قرار گرفت.
کوکاکولا در برابر دریافت 55میلیارد تومان معافیت مالیاتی، یک مجتمع تولیدی در زمین‌های یک روستای فلسطینی ساخته است. این شركت میزبان و پشتیبان مالی اتاق بازرگانی اسراییل و آمریکا در سال 1380 نیز بود. استفاده از مواد سمی و مضر برای کودکان در کشورهای جهان سوم و به‌کارگیری گروه‌های شبه‌نظامی برای برخورد با کارگران معترض در کشورهای آمریکای جنوبی، موجب شده که محصولات این شرکت از سوی برخی از نهادهای مدنی جهانی تحریم شود.
متاسفانه شرکت خوشگوار مشهد با پرداخت سالانه بیش از یك و نیم‌میلیارد تومان به یكی از شعبه‌های کوکاکولا، محصولات این شرکت را تولید و توزیع می‌کند. مسئولان شرکت خوشگوار با درخواست مردم برای تحریم کوکاکولا مخالفت کرده‌اند.
پرونده‌ی سیاه کوکاکولا
• کارشناسان تغذیه مصرف کوکاکولا را برای کودکان و نوجوانان را مضر می‌دانند. مصرف این گونه نوشیدنی‌ها، مانع از جذب کلسیم، منیزیم، ویتامین A و B می‌شود.
• شرکت کوکاکولا از سال 1297 تا کنون از مواد اسیدی مضر برای تولید نوشابه استفاده می‌کند.
• این شرکت، از سال 1362 از شهد قندی گیاهانی که دچار تغییرات ژنتیکی شده‌اند، استفاده می‌کند. این مساله، سبب بروز خطر ابتلا به دیابت و چاقی مفرط می‌شود.
• بر اساس گزارش سال 1382 مرکز علم و محیط زیست که یک سازمان پژوهش علمی غیردولتی هندی است، نوشابه‌های کوکاکولا و پپسی که در این کشور تولید می‌شوند، حاوی آفت‌کش‌ها و مواد سمی‌ای چون د.د.ت هستند و حجم مواد سمی این نوشابه‌ها، سی‌برابر بیشتر از استانداردهای کشورهای اروپایی است. حتی محصولات این شرکت‌ها در آمریکا نیز حاوی این مواد نیستند.
پس از انتشار این گزارش، فروش شرکت کوکاکولا در آن سال، پانزده درصد کاهش یافت.
• سازمان غذا و داروی آمریکا، پس از بررسی‌های فراوان نوشابه‌های شرکت کوکاکولا در سال 1385، از وجود ماده‌ی سرطان‌زای بنزن در آن‌ها خبر داد.
خوشگوار
نام شرکت: خوشگوار مشهد
زمینه‌ی فعالیت: تولید نوشابه گازدار غیرالكلی
نشان‌های وابسته: كوكاكولا، فانتا، آب معدنی داسانی، خوشگواركوكا، خوشگوار پرتقالی
مدیر: مسعود یزدی
تلفن: 6625757 و 6624969
نشانی کارخانه: مشهد، شهرك صنعتی توس، بزرگراه آسیایی
این شرکت که محصولاتش را پیش از انقلاب تحت نظر شرکت كوكاكولا تولید می‌کرد، پس از انقلاب اسلامی نیز ارتباط با شركت آمریكایی را حفظ كرد و سالانه، با واسطه‌ی یك شركت ایرلندی، یک میلیارد و پانصد میلیون تومان به حساب كوكاكولا در آمریكا واریز می‌كند. کوکاکولا که پس از انقلاب اسلامی از بازار ایران خارج شده بود از سال 1373، با امضای قرارداد فرانشیز با شرکت‌هایی از جمله خوشگوار، مجدداً وارد بازار ایران شد که شرکت‌های ایرانی از طریق یک شرکت ایرلندی به نام کوکاکولای آتلانتیک و بعدها از طریق شرکت کنسانتره Drogheda، شهد نوشابه را دریافت می‌کنند.
مدیر شرکت خوشگوار در پاسخ به درخواست مردم برای قطع ارتباط با کوکاکولا می‌گوید: بازار فروش ما وابسته به همین نام است و نمی‌توانیم آنرا حذف کنیم.



Babylon Ltd
شرکت سازنده و ناشر فرهنگنامه‌ی بابل* که این روزها نام کمابیش شناخته‌شده‌ای است، در سال 1375 در سرزمین‌های اشغالی تاسیس شده است. این شرکت هم‌اکنون با به‌کارگیری حدود هشتاد نفر، دفاتری در اسراییل و آلمان دارد.
نام و نشان عجیب این شرکت یکی از نخستین عناصری است که توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند. برگزیدن نام یك دولت باستانی که روزگاری یهودیان در آن زیسته‌اند و استفاده از تصویر سرزمینی سبز در میان دو نهر آب، یادآور آرمان موهوم حکومت یهودی از نیل تا فرات است. فراموش نکنیم که آنچه نشان تجاری شرکت می‌نمایاند، قلمرو سرزمینی همان دولتی است که این شرکت نامش را بر خود دارد. جالب آنکه کره‌ی زمینی که شرکت بابل به تصویر کشیده است، به جز همین دو رود و قلمرو میان آن هیچ جای دیگری ندارد!
عجیب‌تر این‌كه این شركت دو پایگاه یكسان در اینترنت دارد كه در یكی از این دو هیچ نام و نشانی از اسراییل پیدا نمی‌شود و به جای آن نشانی دفاتر شركت در فلسطین، اردن و دیگر كشورهای اسلامی نوشته شده است! *كه به اشتباه بابیلون خوانده می‌شود؛ در حالیكه بابیلون برگردان انگلیسی واژه‌ی بابل است.

 

+ نوشته شده توسط کیسان در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 16:1 |

برای دلاور غیوری همچون عباس، دشوارترین مسؤولیت، ماندن برای نوبت آخر است. برای او كه جانی لبریز از ایمان و قلبی سرشار از شور و شهادت طلبی داشت، ماندن تا اخرین لحظات عاشورا و تحمّل آن همه داغِ برادران و یاران و غربت و مظلومیتِ سیدالشهدا بسیار سنگین بود، امّا تكلیفی بود كه بر عهده داشت.
نیروهای تحت فرمان عباس به شهادت رسیدند. او به ‏عنوان فرمانده بي‏سپاه چه مي‏توانست بكند؟ سردار تنها و بي‏لشكر، احساس تنهایی و دلتنگی كرد. وقتی دید كه چه ستاره‏های درخشانی بر زمین كربلا افتاده و چه قهرمانان آزاده‏ای به خون غلتیده‏اند و برادرن و برادرزادگان و اصحابِ با وفا و مخلص امام بر ریگزار تفتیدة كربلا بر خاك آرمیده‏اند، شوق پیوستن به آنان در درونش التهابی عجیب پدید آوردواشتیاق زایدالوصفی به شهادت، او را به حضور امام‏حسین كشید تا اجازة میدان و رخصتِ نبرد نهایی را بگیرد.
امّا امام اجازه نداد و فرمود: «انت صاحبُ لوائی؛ تو پرچمدار منی». یعنی اگر تو به میدان روی و كشته شوی، پرچم اردوی حسینی فرو خواهد افتاد. او به تنهایی برای امام حسین، مثل یك سپاه بود و حامی امام و مدافع خیمه‏ها و باز دارندة دشمنان از هجوم به زنان و كودكان.
امّا بی تابی عباس برای جهاد و شهادت، بیش از آن بود كه بتوان او را به درنگ وا داشت، با اصرار از امام رخصت میدان طلبید و گفت:از این منافقان دلم به تنگ آمده است، مي‏خواهم انتقام خویش را از آنان بستانم.
درست است. داغ آن همه شهید بر دل عباس نشسته است. دشوار است كه این شیر بیشة شجاعت و نمونة والای رشادت را نگه داشت. امّا كودكان هم تشنه بودند و صدای العطش آنان بلند بود. عباس هم منصب سقایی و آب‏رسانی به خیمه‏ها را داشت.
عباس خود نیز تشنه بود، امّا وقتی نگاهش به بي‏تابی كودكان امام حسین(ع) و كاروان كربلا مي‏افتاد و چهره‏های زرد و لبهای خشكیدة آنان و مشكهای خالی را مي‏دید و ناله‏های «واعطشاه» را از آن خردسالانِ گریان مي‏شنید، تشنگی خود را از یاد مي‏برد.
امام از عباس خواست كه حال كه مي‏خواهی بروی، پس آبی برای این كودكان تشنه فراهم كن: یا از دشمن بخواه یا از فرات بیاور؛ آنگاه این تو و این میدان و این نبرد با این فرومایگان پست.
اباالفضل به سوی سپاه كوفه رفت. آنان را موعظه كرد، از خشم خدا بیمشان داد و خطاب به ابن سعد گفت:
«ای پسر سعد، اینك این حسین، پسر دختر پیامبر است. یاران و خاندانش را كشتید. خانواده و فرزندانش تشنه‏اند. آبی به آنان بدهید كه عطش، دلهایشان را كباب كرده است و...«.
سخن عباس آنان را به تكاپو وا داشت. همهمه‏ای میانشان افتاد. برخی دلشان به رحم آمد و اشك در چشمشان نشست، امّا از آن میان «شمر» فریاد زد: ای پسر علی، اگر روی زمین همه آب باشد و در اختیار ما، هرگز یك قطره از آن هم به شما نخواهیم داد، مگر آن كه تن به بیعت با یزید بدهید.
عباس در برابر این همه فرومایگی و پستی و خبث، چه مي‏توانست بگوید یا چه كند؟ نزد برادرش برگشت و طغیان و سركشی آنان را به عرض امام رسانید. در همین حال بود كه صدای كودكان را شنید: العطش... العطش! آب... آب.
عباس دید كه آنان در آستان هلاكتند، با این لبان خشكیده و چهره‏های رنگ لاریده و چشمان بی فروغ. عباس زنده باشد و حال كودكان امام، این چنین؟... سوار بر اسب شد، مشكی به دوش انداخت و شمشیر برگرفت و به سمت فرات تاخت وچنان حمله كرد كه حلقة محاصره را از هم درید و خود را به‏آب رساند. مشك را پر از آب كرد تا این مایة حیات و طراوت را به خیمه‏های بی آب و افسرده و لبهای خشكیده برساند.
سینه‏اش از عطش مي‏سوخت. آب سرد و گوارای فرات هم پیش چشمانش موج زنان میگذشت. دست عباس رفت تا كفی از آب بردارد و بنوشد، امّا موج تند یك احساس انسانی، موجی از وفا در ضمیرش جوشید، به یاد وصیت علی(ع) درشب شهادتش و به یاد لبهای تشنة امام حسین و كودكان عطشان افتاد. بنوشد یا ننوشد؟ این‏جا بود كه صحنة ازمون وفا پیش آمده بود و جدالِ عقل و عشق:
عقل گفتش تشنه كامی، نوش كن
عشق گفتش بحر غیرت جوش كن
آب گفتش بر صفای من نگر
قلب گفتش در وفای من نگر
عافیت گفتش كف ابی بنوش
عاطفت گفتش كه چشم از وی بپوش
تشنگی گفتش تو را سازم هلاك
رستگی گفتش كه از مردن چه باك؟
جان عباس با جان حسین پیوند داشت، یك روح در دوبدن بودند. عباسِ وفادار چگونه از شطّ فرات آب گوارا بنوشد، در حالی كه لبهای حسین از تشنگی خشكیده است؟ هرگز، این رسم وفا به برادر نیست. به خود خطاب كرد:
»ای نفس، پس از حسین زنده نباشی! این حسین است كه در آستانة مرگ و شهادت است و تو آب سرد مي‏نوشی؟! به خدا سوگند، این هرگز رسم دینداری من نیست«.
و آب را بر فرات ریخت. به یاد عطش حسین، آب ننوشید تا خودش نیز همچون برادرش لب تشنه شهادت را استقبال كند و به این صورت، آموزگار راستین وفا باشد.
آب مي‏خواست ببوسد لبت، امّا هیهات
این سبك مایه، كم از همّت و مقدار تو بود

مشك را بر دوش افكند و راه خیمه‏ها را در پیش گرفت. امّا نگهبانان شطّ فرات، راه را بر او بستند. عباس چاره‏ای جز نبرد با آنان نداشت. جنگی سخت میان سقای كربلا و آن فرومایگان در گرفت. عباس بن علی گوشه‏ای از شجاعت خویش را نشان داد. هیچ كس به تنهایی جرأت رویارو شدن با او را نداشت، از این‏رو به صورت گروهی بر او مي‏تاختند تا در محاصره‏اش قرار دهند. او نمي‏خواست با آنان رسماً جنگ كند. هدفش آن بود كه آب را سالم به خیمه‏ها برساند. از هر طرف بر او حمله آوردند و عباس شمشیر مي‏زد و راه میگشود و پیش مي‏آمد. رجز مي‏خواند و آنان را از دور و بر خود مي‏پراكند. امّا در این گیر و دار، تیغی كه بر دست او فرود آمد، دست راست او را قطع كرد. با از دست دادن یك دست، بی آن كه روحیهء مقاومتش را از دست بدهد به نبرد ادامه مي‏داد و این گونه رجز مي‏خواند:«به خدا سوگند، اگر دست راستم را قطع كردید، من تا ابد از دینِ خود حمایت مي‏كنم و از امام راستینی كه یقینی صادق دارد و فرزند پیامبر پاك و امین است«.
دستان او در راه شرف و مردانگی قلم شد تا قلم تاریخ، این فضیلتها را برای او در ساحل رودِ همیشه جاری خوبي‏ها بنگارد. آن دستی كه به حمایت از حق برافراشته شده و به یاری حسین بر خاسته بود و از آن دست، كرم و عطا و بزرگواری مي‏تراوید و رفته بود تا برای خیمه‏ها آب بیاورد، قطع شد، ولی راه او قطع نشد؛ ایمانش استوار بود و هدفش باقی. عباس سوگند خورده بود كه همواره از«دین» و از«امام» پشتیبانی كند، بگذار دست هم فدای آن هدف شود. آن قدر كه به رساندن آب به خیمه گاه و سیراب كردن تشنگان علاقه و همّت داشت، برای حفظ جان خویش اندیشه نمي‏كرد.
اباالفضل، گاهی نعره مي‏زد و خروش بر مي‏آورد تا در دل مهاجمان هراس افكند و گاهی رجز مي‏خواند. خروشهای عباس در میدان نبرد، عصارة همة فریادهای درگلو بشكستة حق طلبان بود. عباس، درحالی كه شمشیر را به دست چپ گرفته بود، به پیكار خویش ادامه داد.امّا یكی از نیروهای دشمن به نام حكیم بن طُفیل، كه پشت درخت خرمایی كمین كرده بود، ضربتی بر دست چپ اباالفضل فرود آورد و آن دست هم از كار افتاد. امّا عباس نه از تكاپو افتاد و نه امیدش را از دست داد و این گونه رجز خواند:
»ای نفس، از كافران نترس! تو را بشارت باد به رحمت پروردگار، همراه پیامبر برگزیدة خدا. اینان با ستم خویش دست چپم را قطع كردند. خدایا اتش دوزخ را به آنان بچشان«.
از آن پس، تیری هم به مشك خورد و آب مشك، همراه امید عباس بر خاك ریخت.
چشمم از اشك پر و مشك من از آب، تهی است
جگرم غرقه به خون و تنم از تاب، تهی است
به روی اسب، قیامم به روی خاك، سجود
این نماز ره عشق است، از آداب، تهی است
تیری بر سینة عباس فرود آمد. یك نفر هم از این فرصت استفاده كرده، گرزی آهنین بر سر ‎آن حضرت فرود آورد و لحظه‏ای بعد،عباس رشید از فراز اسب برزمین افتاد و در پی ضربات مهاجمان به شهادت رسید، درحالی كه 34 سال از عمرش میگذشت.
این گونه آن حیات نورانی به فرجام خونین شهادت انجامید وعباس، در كنار آب، پس از جهادی عظیم و نبردی حماسی جان باخت و پیكر خونین و فرق شكافته و دستان بریده‏اش در ساحل فرات، سندی برای وفای او شدند.
وقتی حسین بن علی(ع) خود را به بالین عباس رساند و علمدار خویش را غرق درخون و كشته یافت، فرمود: اكنون كمرم شكست و چاره و تدبیرم گسست.
پیكر عباس در میدان جنگ ماند و امام به خیمه‏ها بازگشت، با یك دنیا اندوه كه از شهادت برادرش بر دل داشت. بازگشت تا خود را برای لحظة دیدار با خداوند آماده كند و با اهل‏بیت خویش، آخرین وداع را داشته باشد.
اینك كه از آن همه ایثار و ادب و دلاوری و وفا و حقگزاری، بیش از هزار و سیصد سال میگذرد، هنوز تاریخ، روشن از كرامتهای عباس بن علی(ع) است و نام او با وفا و ادب و مردانگی همراه است.
آن سردار فداكار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردی و وفایش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل‏بیت و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به كودكان برساند.
خود از آب ننوشید و فرات را تشنة لبهای خویش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، دیگر هرگز به دامن وفای عباس نرسید. این ایثار را كجا مي‏توان یافت و این همه فداكاری مگر در واژه میگنجد و با كلام قابل بیان است؟
دستان اباالفضل(ع) قلم شد و این دستها برای آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بی بدیل فتوّت و مردانگی در تاریخ شد.

+ نوشته شده توسط کیسان در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 15:53 |
رهبر انقلاب:
آن هایی که نمی فهمند حسین چرا شهید شد، نفهمیدند که عَلَمی که در دست حسین بود، چرا این عَلم برافراشته شد و تکلیف پیروان حسین در قبال این رسالت چیست، این ها باید بر خودشان گریه کنند...
...از بزرگان، محدثین، شخصیت های برجسته، آدم های موجه، عقلا، دلسوزان و نیمه دلسوزان، مکرر می آمدند و به امام حسین می گفتند: «آقا شما با این کار خود، عملی را انجام می دهید که فایده ندارد. به خود و خاندان پیغمبر خسارت وارد می کنید. با این کار، اهل حق را ذلیل می کنید!» از این حرف ها می زدند. از همان ابتدا که امام حسین قصد داشت از مکه حرکت کند و بعضی فهمیدند، این مواضع گوناگون اخلاقی(!) در مقابل ایشان شروع شد، تا شب عاشورا. اما امام حسین در مقابل این برخوردها صبر کرد... صبر كردن در مقابل این خیرخواهیهاى ناشیانه، كار بسیار عظیمى است. صبر كردن در مقابل فشارهای مصلحت طلبی و مصلحت جویی و رها نکردن راه بیّن و روشن و رشد، آن صبر عظیم و جمیلی است که امام حسین علیه السلام انجام داد.

وقتی که تمام شد عزا می آييم
با اسلحه ی اشک و دعا می آييم
فعلاً سرمان به کار هيئت گرم است
غزه! تو صبور باش! ما می آييم!

شمريم اگر روز ستم خاموشيم
خون است اگر آب خنک می نوشيم
آن سوی جهان کرب و بلائی برپاست
ما هم دل مان خوش است مشکی پوشيم!

+ نوشته شده توسط کیسان در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 15:49 |

پس از حملات وحشيانه هوايي، حمله زميني رژيم صهيونيستي به غزه هم آغاز شد؛ ما ديگر طاقت نداريم اين صحنه ها را ببينيم كه اسرائيل هر غلطي مي خواهد مي كند و همه مدعيان سكوت كرده‌اند و ايران هم اقدام عملي مهمي انجام نمي دهد ...
پس موشك هاي شهاب3 و شهاب4 و قدر و سجيل - كه برد آنها به محل استقرار رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي مي‌رسد- به چه درد مي خورد؟ اين موشك ها را براي چه زماني مي خواهيم نگه داريم و انبار كنيم؟! چرا شليك نمي‌كنيد؟ ميترسيد امنيت ملي به خطر بيافتد؟!‌مگر خودتان را رهروان مكتب عاشورا نمي‌دانيد؟
مگر نمي گفتيم كه امت اسلامي پيكر واحده است؟ حالا عضوي از اين پيكر واحده در آتش و خون در حال قتل عام است؛ چطور طاقت بياوريم كه شما هنوز به دستاوردهاي نظامي و موشك‌هايمان مي‌نازيد و هيچ كاري نمي‌كنيد؟!
ديگر از مسئولانمان، موضع گيري و كمكهاي غيرمستقيم و شعار دادن را نمي‌پذيريم؛ مگر نمي‌گفتيد آنجا خط مقدم جهان اسلام است؟!!

+ نوشته شده توسط کیسان در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 15:40 |

- شورای دولت همانند گذشته، بيان كننده صريح قدرت قانونی رهبر به حساب می ‏آيد. اين شورا جزئی از قوه قانونگزاری است كه می ‏توان آن را «كميته نظارت بر قوانين و تصويب نامه ‏های رهبر» نام نهاد.

- مفاد بالا جزئی ازقانون اساسی جديد به حساب خواهد آمد. به علاوه انشاء قوانين و مقررات به طرق زير امكان‏پذير است:

الف - از طريق قوه مقننه، تحت پوشش پيشنهادات كميته نظارت بر قوانين.

ب - ازطريق پيشنهاد رييس جمهور و با تصويب شورای دولت

ج - در موارد ضروری به وسيله كودتا

- درباره كليات مربوط به قوانين تقريباً بحث كرده‏ايم و اينك اندكی وقت خود را صرف پرداختن به جزييات می ‏كنيم تا بتوانيم ماشين دولت را در جهتی كه قبلاً بحث كرده‏ايم، به حركت درآوريم و منظور من ازذكر جزييات آن است كه آزادی مطبوعات، حق تشكيل انجمن‏ها، آزادی عقيده، اصل رأی ‏گيری و خلاصه بسياری چيزهای ديگر را بايد از لوح ذهن آدمی برای هميشه پاك كنيم. و يا اينكه پس از اعلام قانون اساسی جديد، دستخوش تغييرات بنيادی گردانيم. زيرا پس از انجام اين تغييرات ما می ‏توانيم مقررات خود را به منصه ظهور درآوريم.

اما اگر مدتی طولانی از اعلام و انتشار قانون اساسی بگذرد، و ما اين تغييرات را ايجاد كنيم، در اين صورت خطرات قابل توجهی ما را تهديد خواهد كرد. دلايل وجود اين خطرات را مى‏توان در زير آورد:

اگر ما تغييرات را عجولانه انجام دهيم، از لحاظ روانی نوعی ترس ازتغييرات در مردم ايجاد مى‏شود. از سوی ديگر اگر ما خيلی افراطی در مورد انجام تغييرات عمل كنيم، به شأن و پرستيژ لغزش‏ناپذير خويش لطمه وارد ساخته‏ايم. و يا مى‏گويند كه ما خطر را احساس كرده‏ايم كه مجبور به انجام چنين تغييراتی شده‏ايم. در اين صورت، باز به پرستيژ قانون اساسی لطمه وارد مى‏شود. آنچه ما مى‏خواهيم اين است كه از همان آغاز اعلام قانون اساسی و پيروزی، كودتا يعنی در حالی كه مردم جهان هنوز در حالت وحشت به سر مى‏برند، فوراً احساس كنند كه ما فوق ‏العاده قوی، پرقدرت و شكست ‏ناپذير هستيم و مى‏توانيم بدون مقاومت، آنچه را كه بر سر راهمان وجود دارد، برداريم و به مردم تفهيم كنيم كه قدرت را با آنها تقسيم نخواهيم كرد. در اين حال آنها چشم روی هم مى‏گذارند، راضی مى‏شوند و به انتظار دستور ما مى‏نشينند.

ما گرگيم

- غيريهوديان گله گوسفندانند و ما گرگهای اين گله هستيم. و شما مى‏دانيد كه وقتی گرگ به گله مى‏زند، چه اتفاقی مى‏افتد؟

- علت اينكه غيريهوديان چشم روی هم مى‏گذارند و چيزی نمى‏گويند آن است كه ما به آنان قول مى‏دهيم به محض آنكه دشمنان را رام و تمام احزاب را سركوب كرديم، تمام آزادى‏هايی كه از آنها گرفته شده است، به آنها باز مى‏گردانيم. ضرورتی ندارد كه بگوييم چه مدت طول مى‏كشد كه آنها را برای بازگرداندن آزادى‏هايشان در حال انتظار نگه مى‏داريم.

- به چه دليلی ما اين خط مشی را در پيش گرفته ‏ايم؟

و چرا غيرصهيونيستها به مفهوم واقعی آنچه كه ما به ذهنشان فرو مى‏كنيم، توجه نمى‏كنند؟ چرا قوم پراكنده ما برای رسيدن به هدفهايش به جای صراط مستقيم، اين همه راه پرپيچ و خم طی مى‏كند؟

دليلش آن است كه ما كارهايمان را به وسيله سازمانهای فراماسونری كه ناشناخته هستند، انجام مى‏دهيم و كوشش مى‏كنيم هدفهايمان گمان و سوءظن برنيانگيزد و اين گله غيريهودی به فراماسونری ما به پيوندد و به چشم رفقای خود خاك بپاشد.

- ما يهوديان برگزيده خداوند هستيم و پراكندگى‏مان در سراسر جهان از عنايات اوست. پراكندگی ما در چشم همگان نوعی ضعف به شمار مى‏رود. در حالی كه اين خود برای ما نوعی قدرت است. زيرا ما اكنون در آستانه فرمانروايی بر سراسر جهان قرار گرفته‏ايم.

- تا زمان بنا نهادن آنچه كه طرح كرده ‏ايم، فاصله زيادی نيست.

+ نوشته شده توسط کیسان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 11:16 |

 - آنچه كه من امروز می ‏خواهم بگويم، در واقع تكرار همان مطالبی است كه قبلاً هم گفته ‏ام و خواهشم از شما اين است كه به خاطر داشته باشيد دولتها و مردم به بازتاب و انعكاس سياستشان در خارج از مرزهايشان، اهميت خاصی می ‏دهند. حال نمی ‏دانيم نمايندگان دولتهای غيريهودی، در كنفرانسهای بين ‏المللی پيرامون مسايلی چون آزادی يا تساوی حقوق به منظور برانگيختن احساس احترام ديگران صحبت می ‏كنند، تا چه حد مفهوم اين واژه‏ ها را درك می ‏نمايند. در هر صورت سياست ما ايجاب می ‏كند هنگامی كه درباره مسايلی چون تفويض اختيار، آزادی بيان، آزادی مطبوعات، آزادی مذهب، تساوی در برابر قانون، احترام به مالكيت فردی، آزادی انتخاب مسكن، عدالت و تعيين مالياتها صحبت می ‏كنيم، بايد به معنی دقيق اين واژه‏ها توجه داشته باشيم. به بيان ديگر، ما بايد اين مسايل را به طور خيلی صريح و بی ‏پرده با مردم در ميان نگذاريم و هر گاه ضرورتی حاصل شد كه مطرح بشوند، به طور قاطع و صريح از آنها اسم نبريم. بالعكس به طور خيلی سربسته و بدون ذكر جزئيات درباره آنها صحبت كنيم. دليل سكوت ما در اين باره آن است كه وقتی مقولات بالا اسم‏ گذاری نشده باشند، يعنی مردم تصور دقيقی از آنها نداشته باشند، قطعاً دستمان باز خواهد بود كه چه چيز اضافه و چه چيز كم كنيم و در نتيجه مردم متوجه چنين تغييراتی نمی ‏شوند.

- توده ‏های ناآگاه مردم برای نبوغ رهبران سياسی خود احترام فوق‏ العاده‏ای قائلند و حتی از روشهای خشونت بار آنها تمجيد می ‏كنند. اگر چه اين روش خشونت بار رهبران، رذالت و پستی است، اما در عين حال، خود نوعی زيركی به شمار می ‏رود و بايد دانست كه چگونه اين نيرنگ را مدبرانه بكار گرفت.

هدف ما دستيابی به يك قدرت جهانی است

- توجه جهانيان را به اين نكته جلب می ‏كنم كه وظيفه قوم ما پياده كردن برنامه ‏هايی است كه قبلاً آنها را طراحی كرده ‏ايم. لذا برای ما ضروری است كه پيش از هر چيز به پرورش خويش بپردازيم و طوری بارآييم كه روحيه بی ‏پروايی، گستاخی و زورگويی با شخصيت‏مان عجين شود تا بتوانيم موانع را از سرراهمان برداريم.

- هنگامی كه كودتای ما با موفقيت صورت گرفت به قشرهای مختلف مردم چنين می ‏گوييم:

در گذشته به شما بسيار بدگذشت و هر آنچه داشتيد رو به تباهی می‏رفت. اختلاف لهجه و زبان، مرزها و مليت ‏گراييها را كه همه از علل بيچارگی شما بودند، نابود خواهيم ساخت و به شما آزادی اعطا خواهيم كرد. در عوض شما بايد تسليم ما بشويد. آنچه را كه به شما عرضه و ارائه می‏كنيم اگر تأييد كرديد، اين خود عادلانه خواهد بود. توده مردم به زودی به تمجيد و تحسين ما خواهند پرداخت و ما را بر سر دست بلند خواهند كرد و آن روز، روزی است كه اميد و آرزوهای ما برآورده شده است. رأی، اصولاً وسيله ‏ای است كه ما از آن استفاده می‏كنيم تا بر سر قدرت بمانيم. به افراد ياد می‏دهيم كه حتی دركوچكترين مجامع وگردهم‏آيی‏ها، براساس رأی‏گيری به توافق برسند. اعمال چنين رويه‏ای موجب خواهد شد كه اكثريت مردم به جای سرزنش، ما را مورد تأييد قرار دهند.

- همه مردم را بدون در نظر گرفتن اختلافات طبقاتی يا ساير تفاوتهايشان وادار به رأی دادن می‏كنيم زيرا رأی افراد تحصيل كرده برای دست‏يابی به يك اكثريت قاطع كافی نيست و نيز به مردم القاء می‏كنيم كه خود افراد دارای اعتبار و اهميت هستند. اهميت خانواده و نقش تربيتی آن را در ميان غيريهوديان از بين می‏بريم و اجازه اظهار وجود به كسی نمی‏دهيم زيرا توده مردم بايد صرفاً به وسيله ما اداره شود. به آنها اجازه نمی‏دهيم كه رودرروی ما بايستد. حتی فرصت نمی‏دهيم كه تقاضای دادرسی بكنند. آنها بايد به شنيدن حرفها ما واطاعت از ما عادت كنند.

توده مردم ناآگاه بنا به راهنمايی ما سران خود را انتخاب می‏كنند و در جهت دلخواهمان حركت می‏نمايد و تسليم رژيم ما خواهند شد زيرا مستمری و درآمد و نيز منافعش، همه در دست رهبران رژيم ما است.

- چهارچوب سيستم حكومتی كه ما در آينده آن را عرضه خواهيم كرد، بايد به وسيله يك نفر طرح ‏ريزی شده باشد. زيرا اگر افراد متعددی دست اندركار ساختن و پرداختن بخشهای مختلف اين سيستم باشند، چهارچوب چنين سيستمی چندان محكم و استوار نخواهد بود. اگر ما شناختی درباره نحوه عملكرد سيستم داشته باشيم، اشكالی پيش نخواهد آمد ولی هيچگاه نبايد به بحث و تبادل نظر درباره طرح كلی سيستم بپردازيم زيرا بسياری از اسرار آن كشف خواهد شد. به علاوه بحث و تبادل نظر موجب می‏شود كه افراد به برداشتهای متفاوتی برسند و اين خود موجب تغيير و دستكاری سيستم می‏شود. در حالی كه ما نمی‏خواهيم سيستم حكومت تغيير كند و كاری را كه نوابغ قوم‏مان انجام داده‏اند، به دست توده ناآگاه يا عده‏ای افراد منتخب متلاشی شود.

- سيستمی كه دربالا از آن ياد شد، سايرموسسات موجود رابه زودی واژگون نخواهد كرد بلكه تنها روی اقتصاد آنها اثر می‏گذارد كه نتيجتاً منجر به تغييرات كلی و همه جانبه موسسات خواهد شد و سرانجام همه موسسات در درون سيستم تحليل می‏روند.

سمّ آزادی

- در تمام كشورهای جهان واژه ‏هايی مانند وزارت، نمايندگی، سنا، شورای دولتی، شورای قانونگزاری و هيأت اجرايی، عليرغم تنوع و تعددشان همگی مفهوم دولت را می‏رسانند و ضرورتی ندارد كه من درباره رابطه اين موسسات با يكديگر صحبت كنم. زيرا همه شما به اين امر واقفيد. تنها توجه شما را به اهميت كاركرد اين موسسات جلب می‏كنم. اين موسسات وظايف دولت را (قانونگزاری، قضايی، اجرايی) بين خود تقسيم كرده‏اند و مانند اعضای مختلف بدن انسان با هم عمل می‏كنند. حال اگر قسمتی از ماشين دولت صدمه ببيند، تمام دستگاه دولت مثل بدن انسان بيمار می‏شود و سرانجام می‏ميرد.

- با توجه به مقدمات بالا می‏خواهم نتيجه بگيرم كه اگر سم آزادی را به درون يكی از بافتهای دولت تزريق كنيم، سم به ديگر بافتها نفوذ كرده و سرانجام موجب نابودی دولت می‏شود. گفتار زير اين مطالب را به خوبی روشن می‏كند.

- از زمانی كه سياست آزادی طلبی به امر مملكت‏داری راه يافت، سيستم حكومت مطلقه جای خود را به حكومت مشروطه داد و بدينسان مردم غيريهودی با دست خود حكومت‏های مطلقه را كه از ثباتی نسبی برخوردار بودند، متزلزل ساختند. زيرا حكومت مشروطه جز بی‏نظمی، سوءتفاهم، كشمكش، عدم توافق و برخورد ميان احزاب چيزی ديگر ببار نمی‏آورد. به عبارت ديگر، مشروطه مكتبی است كه جز نابودی دولت هدفی ديگرندارد. بايد افزود كه تريبون سخنرانان از جمله عواملی بوده است كه در واژگون و متزلزل كردن حكومتهای مشروطه نقش بسيار مهمی بازی كرده است. پس از آنكه حكومتهای مشروطه يكی پس از ديگری بر اثر حمله و انتقادهای شديد واژگون شدند، مردم به فكر حكومت جمهوری افتادند. آنگاه به وساطت قوم ما رؤسای جمهوری ازميان توده مردم انتخاب شدند. يعنی غيريهوديان بی‏آنكه خود بدانند، دست نشاندگان ما را به رهبری خود پذيرفتند. همه تحولات بالا كه درا مر مملكت‏داری صورت گرفته است، به مثابه نقبی است كه به دست ما زيرپای مردم غيريهودی حفر شده است.

- در گفتار بالا نشان داديم كه به وساطت ما حكومت از مطلقه به مشروطه و از مشروطه به جمهوری تحول پيدا كرد. اينك می‏خواهيم اندكی درباره ويژگيهای حكومت جمهوری بحث كنيم:

- رييس جمهور حكومتهای غيريهودی تحت نفوذمان را ما از ميان موثق‏ترين عوامل و دست ‏نشاندگان‏مان نامزد می‏كنيم و سپس او را براساس رأی‏ گيری انتخاب می‏نماييم.

- از آنجا كه قوانين را ما از قبل تدوين كرده‏ايم، حق تغيير و تعويض قانون را از رييس جمهور سلب می‏كنيم. در عوض او را به رياست كل قوا منصوب می‏نماييم تا بتواند درموقع لزوم، ازقانون اساسی دفاع كند. رييس جمهور، عملاً فرد فاقد اختياری است كه هدف و مسئوليتش تنها حفظ قوانين است كه ما از پيش تدوين كرده ‏ايم.

- بسيارروشن است كه كليد معما، در دست ما می‏باشد و كسی جز ما نمی‏تواند در قوانين دخل و تصرفی به عمل آورد.

- در قانون اساسی دولتهای غيريهودی، حق استيضاح كردن دولت را از رييس مجلس سلب می‏كنيم و تعداد نمايندگان را به حداقل ممكن می‏رسانيم تا بدين‏وسيله بتوانيم شور و شوق سياسی را در دل مردمی كه مشتاق مسايل سياسی هستند، بكشيم. اگر چنين رويه‏ای دشواريهايی به بار آورد، آنگاه وضعی پيش می‏آوريم كه گروه بسياری از مردم به فعاليتهای سياسی تمايل پيدا كنند.

حق انتصاب معاون رييس جمهور، رييس و معاون مجلس سنا را به رييس جمهور تفويض می‏كنيم و تعداد جلسات مجلس را كاهش می‏دهيم به طوری كه مجلس در هر ماه بيش از چند جلسه نداشته باشد. وانگهی به رييس جمهور كه رييس قوه مجريه هم هست، اختياراتی در مورد مجلس، تفويض می‏كنم. مثلاً اختيار خواهد داشت كه اعضای مجلس را برای توضيح فراخواند و يا مجلس را منحل كند. اما برای آنكه عواقب و نتايج چنين اعمالی كه همگی غيرقانونی هستند،گريبانگير برنامه ‏های ما نشود، بايد چاره ‏انديشی كنيم.

همانطوری كه يادآور شديم، به رييس جمهور طبق قانون اختياراتی داده شده است. ولی برای آنكه با استفاده از اختياراتش به سوی حكومت مطلقه ميل نكند، وزيران و مقامات عالی‏رتبه را وامی‏داريم تا با اقدامات خود از اعمال نفوذ او جلوگيری كنند. البته بهتر است كه اين كار به وسيله شورای وزيران، سنا و شورای دولتی انجام بگيرد تا به وسيله افراد.

- رييس جمهور، بنا به تشخيص ما قوانين را تعبير و تفسيرمی‏كند و هر زمان كه ما به او ديكته كرديم، می‏تواند قوانين را تغيير دهد. به علاوه به بهانه رفاه و سعادت مردم، او اين حق را خواهد داشت كه قوانين جديدی پيشنهاد كند.

نابودی دولت‏ها هدف ماست

- با توجه به آنچه كه قبلاً گفتيم اندك اندك زمينه نابودی دولتهای غيريهودی را فراهم می‏كنيم و سرانجام قدرت را به دست می‏گيريم. پس از اينكه به قدرت دست يافتيم، به طور نامحسوسی اصول قانون اساسی دول غيرصهيونيست را گام به گام حذف می‏كنيم و هنگامی كه زمان موعود فرا رسيد، حكومت مطلقه قوم خود را جايگزين هرنوع حكومتی می‏سازيم.

- پيش از آنكه قانون اساسی دول غيريهودی نابود گردد، ممكن است مردم به حقانيت حكومت مطلقه ما پی‏ببرند. در چنين دوره ‏ای، مردم در حالت بيم و انتظار به سر می‏برند، از بی‏نظمی و نارسايی‏های دول خود كه ما موجد آنها هستيم به شدت خسته می‏شوند و از رهبران خود چنين می‏خواهند:

» ما تنها يك پادشاه می‏خواهيم كه همه مردم روی زمين را متحد سازد و نابسامانيها را - مرزها، مليتها و مذاهب ريشه‏كن سازد. پادشاهی می‏خواهيم كه بتواند صلح و آرامشی كه رهبران فعلی نمی‏توانند به ما بدهند، برای ما فراهم آورد.«

- برای آنكه آرزوی استقرار حكومت مطلقه قوم خود را در دل همه مردم جهان ايجاد كنيم، لازم است كه رابطه مردم را با دولتهايشان تيره كنيم. به طوری كه مردم بر اثر اختلاف عقيده، گرسنگی، بيماری و كشمكش به تنگ آيند و جز به رهايی از دست دولتهايشان و پناه بردن به حكومت نجات‏بخش ما، به چيز ديگری نينديشند.

- اگر درراه رسيدن به هدفهايی كه در پيش داريم كوشا نباشيم، و به ملل دنيا يك لحظه فرصت نفس كشيدن بدهيم، به سختی می‏توانيم به هدفهايمان برسيم.

+ نوشته شده توسط کیسان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 11:10 |

- توجه به خصوصيات و خلق و خوی مردمی كه شما در ممالكشان زندگی و فعاليت می ‏كنيد، اهميت بسيار به سزايی در اجراء و پياده كردن برنامه‏هايمان دارد. تا زمانی كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره ‏های تربيتی ما دوباره تربيت نشوند، نمی ‏توانيم برنامه ‏هايمان را در اينگونه جوامع مطابق با روشی كلی و يكسان پياده كنيم. اما اگر برنامه ‏ها را محتاطانه و توأم با آموزش آغاز كنيم، می ‏توانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوی سرسخت ‏ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادی كه از پيش مطيع ساخته ‏ايم، به زير سلطه خويش درآوريم.

- كلماتی چون آزادی، برابری و برادری در واقع اسمهای مستعاری هستند كه فراماسونرهای ما آنها را بكار می ‏برند. هنگامی كه حكومت شاهنشاهی ما آغاز گشت اين كلمات را از صورت استعاری بودن بيرون آورده و به صورت عباراتی ايده‏ آلی چون حق آزادی، وظيفه برابری و آرمان برادری درمی ‏آوريم. بدين ‏معنی ما غلطترين كار را انجام می ‏دهيم و به اصطلاح «با شاخ گاو درمی ‏افتيم» .

هرگونه قانونی را عملاً از بين می ‏بريم و تنها آنهايی را كه خوب باشند، حفظ می ‏كنيم. امروزه اگر دولتی عليه ما اعتراض كند بنا به تشخيص ما شايد هم بعيد نباشد حتی اگر مبارزه عليه سامی ‏گرايی را شروع كند، اين مبارزه لازم و ضروری به نظر می ‏رسد. زيرا نسل آينده ما را آماده كارزار می ‏كند. از آنجا كه در اين مورد به تفصيل بحث كرده‏ايم، ضرورتی ندارد در اينجا مطالب راتكرار كنيم.

دولت قدرتمند يهود

- هيچگونه محدوديتی برای حوزه فعاليتهای ما وجود ندارد. دولت توانمند ما كه در شرايطی فوق ‏العاده قانونی به بقا خويش ادامه می ‏دهد. با واژه ديكتاتوری كه مفهوم زور وقدرت از آن مستفاد می ‏شود، توصيف می ‏گردد. من اكنون در مقامی هستم كه با كمال اطمينان و آگاهی به شما بگويم كه قانونگذاران در موقع مناسب به داوری می ‏نشينند و سپس درمورد ما حكم می ‏كنند. به زودی كشتار وحشيانه خود را آغاز می ‏كنيم و بر مركب پيروزی سوار می ‏شويم. ما صرفاً براساس زور به فرمانروايی خويش ادامه می ‏دهيم زيرا همچون يگانه حزب حاكم، تمام نيروها مغلوب و مطيع ما می ‏شوند. حربه‏های نامحدود ما عبارتند از حريصانه سوزاندن آدميان، بی ‏رحمانه انتقام گرفتن و سرسختانه كينه ‏توزی كردن.

- بنابه تحريك ما، ترور و وحشت همه جا را فرا می ‏گيرد، افراد با آرمانها و عقايد مختلف مانند سلطنت ‏طلب، عوام فريب، سوسياليست و آرمان‏گرا (ايده ‏آليست) به خدمت ما درخواهند آمد و بنا به اغوای ما می ‏كوشند تا هر نوع نظم و آرامشی را برهم زنند و همه جا را به آشوب بكشانند. وجود چنين طغيانهايی دولتها را دچار دگرگونی می ‏كند و مردم حاضرمی ‏شوند برای برقراری صلح و آرامش همه چيز را فدا كنند. تا زمانی كه به قدرت جهانی ما اعتراف نكنند و تا زمانی كه تسليم ما نشوند، صلح را به سرزمينشان باز نخواهيم گرداند.

- در چنين شرايطی مردم فرياد می ‏زنند تا دول جهان بر سر استقرار سوسياليزم به توافق برسند. اما تجزيه احزاب و نفاق ميان آنها باعث می ‏شود كه مردم به ما بپيوندند. جدال بر سر قدرت، ميان مردم آغاز می ‏گردد و پول در اين ميان نقش مهمی رابازی می ‏كند. بديهی است كه همه پولها نزد ما ذخيره شده و پيروزی از آن ما خواهد بود.

- ما ازقبل به اتحاد ميان رهبران و توده ‏های ناآگاهِ مردمِ جوامعِ غيريهودی پی برده ‏ايم و اقدامات لازم در اين زمينه معمول داشته ‏ايم. بدين معنی ميان رهبران و توده ‏های مردم از طريق ايجاد ترس و وحشت، سدی ايجاد كرده ‏ايم و وضعی پيش آورده ‏ايم كه توده مردم در آينده پشتيبان ما باشد. به زودی زمام رهبری توده ‏ها را بدست می ‏گيريم و آنها را در جهت مسيری كه به هدفهايمان ختم می ‏شود، هدايت می ‏كنيم.

- برای آنكه از رهبری توده ناآگاه مردم غيريهودی به كلی غافل نشويم هر چند گاه يكبار در مراسم آنها شركت می ‏كنيم و اگر نتوانيم اين كار را شخصاً انجام دهيم، تصدی اين امور را به كسانی كه فوق ‏العاده مورد اعتماد ما باشند، محول می ‏كنيم. پس از آنكه توده مردم به رهبری ما اعتراف كردند، آنگاه به طور خصوصی درباره مسايل سياسی با آنها وارد مذاكره می ‏شويم و به آنان آموزش سياسی می ‏دهيم تا آنها را به سوی هدفهای دلخواه‏مان سوق دهيم.

- كسی نمی ‏رود تحقيق بكند كه در مدرسه فلان روستا چه مطالبی تدريس می ‏شود، ولی به محض آنكه مردم ما از زبان يكی از مأموران سياسی دولت يا رهبر مملكت مطلبی را شنيدند، نه تنها آن را درسراسر كشور خويش بلكه آن را به تمام مردم جهان می ‏رسانند.

- برای جلوگيری از نابودی بی ‏موقع موسسات و سازمانهای غيريهودی، اهرمها و فنرهايی كه گردش كار اين سازمانها را تنظيم می ‏كنند، تعبيه كرده‏ايم و با دقت و ظرافت هر چه تمام آنها را كار گذاشته ‏ايم. «سياست آزادی عمل» كه نظم و هماهنگی را ازسازمانها و موسسات می ‏گيرد، درموقع لزوم به جای اهرمهای تنظيم كننده، پياده می ‏كنيم. به بيان ديگر، به درون سيستم مديريت، قانونگذاری، انتخابات، و نيز مطبوعات و آزادی ‏های شخصی و از همه مهمتر سيستم تعليم و تربيت اين جوامع دست برده ‏ايم و «فلسفه آزادی» را رواج داده ‏ايم.

جوانان مسيحی را به فساد مى‏كشانيم

- ما جوانان مسيحی را در دريايی از افكارشاعرانه غرق مى‏كنيم و آنها را براساس تئورى‏ها و اصولی كه آنها را غلط مى‏پنداريم، تربيت مى‏كنيم تا بتوانيم آنان را به فساد بكشانيم.

- بدون آنكه قوانين را از اساس عوض كنيم، آنها را به تعبير و تفسيرهای متناقض تبديل مى‏كنيم تا آنچه از اين تعبير و تفسيرها حاصل مى‏شود، به صورت نتايج چشمگيری جلوه كند. البته چنين نتايج چشم‏گيری باعث مى‏شوند، كه چهره واقعی قوانين، در پس اين تعبير و تفسيرها مخفی بماند و كارگزاران دولتی نتوانند اصل قوانين را كه در شبكه درهم و برهمی از سيستم قانونگذاری محصور گشته ‏اند، از تعابير و تفاسير تفكيك كنند.

- اعمال روش بالا را ما «تئوری تفويض اختيار» مى‏ناميم.

- ممكن است بگوييد كه اگر غيريهوديان از نقشه و طرح ما آگاه شوند، عليه ما مسلح مى‏گردند و ستيزی بزرگ عليه‏مان آغاز خواهند كرد. ولی ا قبل از وقوع چنين حادثه‏ای چاره‏ انديشی خواهيم كرد و مانوری خواهيم داد كه پشت هر انسان پرجرأتی را بلرزاند و آن چاره اين است كه در زيرزمين شهرهای بزرگ و پايتخت كشورهای اروپايی دالانهای عظيمی حفر مى‏كنيم تا موقع احساس خطر شهرها را منفجر سازيم.

+ نوشته شده توسط کیسان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 11:8 |

- ما بايد تمام جنگ ‏ابزارهايی كه مخالفانمان ممكن است عليه‏مان بكار گيرند، در اختيار داشته باشيم. ضمناً بايد پيچيده ‏ترين واژه‏ های حقوقی را از ميان كتب قانونگذاری بيرون بكشيم تا به هنگام داوری و قضا از آنها استفاده كنيم. البته اين واژه‏ها ممكن است ناموجه و غيرعادلانه جلوه كنند ولی برای آنكه چنين وضعی پيش نيايد، بايد از قبل چاره‏جويی كنيم بدين‏معنی، واژه‏های پيچيده را در قالب عباراتی زيبا بيان كنيم تا اصولی اخلاقی، عالی، متعالی و معقول جلوه كنند.

كادر رهبری جامعه ما بايد خود رابا تمام مظاهر تمدن كه به موقع بكار آيند، مجهز كند. كادر رهبری بايد عواملی چون روزنامه ‏نگاران، وكلای مدافع ورزيده، سياستمداران كار كشته، مديران برجسته و خلاصه افرادی كه در مدارس ويژه از تعليم و تربيتی عالی برخوردار بوده ‏اند، در اختيار داشته باشد. چنين افرادی با ساخت اجتماعی جوامع (جامعه شناسی)، انسان شناسی، و همه زبانهايی كه با الفبای سياست ساخته شده‏اند، بايد آشنا باشند. وانگهی اين افراد بايد با تمام مسايل حساس جامعه ‏ای كه در آن نقشهايی بازی می ‏كنند، آشنا گردند. منظور از مسايل حساس، تمايلات، علايق، نارسايی ‏ها و نقاط ضعف مردم غيريهودی و نيز شرايط محيط زندگی آنها است. نيازی به گفتن نيست كه معاونان و مشاوران كادر رهبری از ميان غيريهوديان انتخاب نخواهند شد. غيريهوديان كه عادت دارند رييس و مدير بشوند، خود را در مسايل مربوط به مديريت به زحمت نمی ‏اندازند و هدف را از وسيله تميز نمی ‏دهند و معمولاً نامه ‏ها را بدون آنكه بخوانند امضاء می ‏كنند و پست و مقام رياست و مديريت را يا به منظور گرفتن دستمزد احراز می ‏كنند و يا به خاطر ارضاء جاه ‏طلبی  ‏هايشان.

- دولت ما تمام اقتصاددانان جهان را به خدمت خود درمی ‏آورد. به علاوه آموزش ‏اصول و مبانی اقتصاد به يهوديان نشانگر اهميتی است كه ما برای علم اقتصاد قائليم. دولت ما از مشورت بانكداران، صاحبان صنايع سرمايه ‏داران و ميليونرها برخوردار خواهد بود و همه چيز به زبان ارقام و اعداد بيان خواهد شد.

- تا زمانی كه نتوانيم مشاغل دولتی را به برادران يهودی ‏مان بسپاريم، ناگزيريم افرادی را از ميان غيريهودی برای تصدی مشاغل دولتی انتخاب كنيم. البته اين افراد را زيرنظر می ‏گيريم و آنها را كاملاً از مردم جدا نگه می ‏داريم چنانچه اين افراد از اجرای دستورات ما سرپيچی كنند، به مجازاتهای سنگين و احتمالاً اعدام محكوم خواهند شد. غرض از اعمال چنين سختگيری ‏هايی آن است كه اين افراد تا آخرين قطره خونشان ازمنافع ما دفاع كنند.

+ نوشته شده توسط کیسان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 11:7 |

- برای آنكه بتوانيم هدفهايمان را كه قبلاً درباره آنها بحث كرديم، هر چه زودتر عملی سازيم، می ‏بايد ميزان توليد جنگ‏ افزارها و نيز شماره نظاميان و پليس را افزايش دهيم. خواست ما اين است كه در همه كشورهای جهان كارگران، سربازان، پليس و تعداد اندكی «بزرگ سرمايه ‏دار» از ما جانبداری كنند.

- هم در سراسر اروپا و هم در ساير كشورها از طريق نوعی بی ‏نظمی، شورش و دشمنی ايجاد می ‏كنيم تا بدين‏وسيله بتوانيم استفاده دو چندان ببريم. راه رسيدن به اين هدف آن است كه در مرحله نخست كشورها را به زير سلطه و نفوذ خوددرآوريم تا بتوانيم در مواقع لزوم هم بی ‏نظمی ايجاد كنيم و هم، نظم برقرار سازيم. وقتی به چنين نفوذی رسيديم، كشورهای تحت سلطه وجود ما را به عنوان نيروی تهديدكننده‏ای تلقی می ‏كنند. در مرحله دوم با اعمال روشهای سياسی، اقتصادی و ايجاد تعهدات مالی، دولتها را به جان همديگر می ‏اندازيم. البته برای آنكه اين برنامه را با موفقيت به انجام برسانيم، بايد نفوذ و حضور خود رابا زيركی خاصی در تمام ملاقات‏ها و مذاكراتی كه به منظور توافق و ترك مخاصمه بين كشورها به عمل می ‏آيد، افزايش دهيم و نيز با استفاده از يك زبان ديپلماسی و زيرپوشش درستكاری، خود را طرفدار «توافق» معرفی می ‏ كنيم. از آنجا كه ملتهای غيريهودی همواره برای پيشنهاداتی كه ازخارج به آنها عرضه می ‏شود، يعنی در واقع پيشنهاداتی كه ما به آنها ارائه می ‏دهيم، اهميت خاصی قائلند، لذا پيشنهادات ما را پذيرفته و متقاعد می ‏شوند كه ما منجی و خدمتگزار بشريت هستيم.

جنگ جهانی

- اگر كشوری بخواهد با ما مخالفت كند، ما بايد آنقدر قوی باشيم كه حتی همسايگان كشور مخالف را نيز تهديد به جنگ كنيم. اگر همسايگان نيز همراه كشور مخالف همگی عليه ما متحد شوند، آنگاه ما بايد آنها را به يك جنگ جهانی تهديد كنيم.

- عامل اصلی موفقيت ما در امور سياسی پنهانكاری است. بدين ‏معنی، گفتار و عمل سياستمدار هيچگاه نبايد يكی باشند.

- ما بايد دولتهای غيريهودی را مجبور كنيم كه در جهت خواسته‏های ما قدم بردارند. روش كار چنين خواهد بود كه افكار عمومی را از طريق مطبوعات كه به قدرت بزرگ معروفند و تقريباً در دست ما مى‏باشند، شكل بدهيم و طبيعی است كه دولتها به افكار عمومی توجه خواهند كرد.

+ نوشته شده توسط کیسان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 11:6 |

- می ‏خواهيم به انحصار ثروتهای عظيم، منابع و كالاهايی كه جوامع غيريهودی درآينده به مقياس وسيعی به آنها متكی خواهند شد، دست بزنيم تا اينكه اين جوامع را پس از شكست سياسی با شكست اقتصادی نيز مواجه سازيم.

- اقتصاددانانی كه اكنون در اين جلسه حضور دارند، اهميت موضوع را به خوبی می ‏توانند دريابند.

- با تمام روشهای ممكن، بايد اهميت حكومت قدرتمندمان را به همگان گوشزد نماييم و اعلام كنيم كسانی كه به حكومت جهانی ما تسليم شوند، از حمايتمان برخوردار خواهند شد.

- «اريستوكراسی ِ غيرصهيونيستی» از اين پس قدرت سياسی ندارد و بايد آن را مرده تلقی كرد. ولی به سبب داشتن زمين و خودكفايی مواد غذايی می ‏توانند به عنوان خطری بزرگ ما را تهديد كند. لذا بايد به هر قيمتی كه شده آنها را ازداشتن زمين محروم كنيم. برای وصول به اين هدف، بايد مالياتهای سنگين به زمين‏ها ببنديم و وضعی پيش آوريم كه زمين‏داران املاك خود را برای گرفتن قرض، در گرو طلبكاران بگذارند. به كمك چنين تدابيری زمين ‏داران بدون قيد و شرط تسليم ما خواهند شد.

- اريستوكراتها كه خصلتاً به قناعت عادت نكرده ‏اند و به سرمايه اندك راضی نمى‏شوند، خيلی زود از بين می  ‏روند.

ما غير صهيونيستها را استثمار مى‏كنيم

- همزمان با اقداماتی كه (در مورد زمينداری) در بالا ذكر كرديم، صنعت را نيز به انحصار خود درمى‏آوريم. البته در مراحل نخست صنعت را در يك حالت تعادلی قرار مى‏دهيم و از انحصار شديد در مراحل اوليه خودداری مى‏كنيم. غرض ما ازحالت تعادل اوليه آن است كه صنعت و مآلاً سرمايه در بخش خصوصی متمركز گردند و بانكهای خصوصی به وجود آيند. زمينها از گرو طلبكاران بيرون آمده و به گرو بانكها درآيند. آنچه كه ما مى‏خواهيم اين است كه هم ماحصل كار كارگر و هم بازده زمين هردو به چنگال صنعت بيفتند و بدين‏سان تمام پولهای جهان نزد ما ذخيره شود و غيريهوديها، طبقه كارگر و زحمتكش جامعه را تشكيل دهند و بدون قيد و شرط تسليم ما شوند. در چنين شرايطی اگر به خاطر منافع ديگری تسليم ما نشوند، لااقل به خاطر آنكه درآمدی داشته باشند و بتوانند زنده بمانند، تسليم ما خواهند شد.

- برای آنكه بتوانيم صنعت غيريهوديان را به كلی نابود كنيم، علاوه بر انحصارطلبی، تجمل ‏پرستی را رايج مى‏كنيم و نيازهای كاذب مردم را افزايش مى‏دهيم. اقدام ديگر ما اين است كه مزد كارگرهارا بالا مى‏بريم به طوری كه اين افزايش دستمزد هيچگاه به سود آنها تمام نشود. چاره اين كار آن است كه بهای ارزاق عمومی را بالا ببريم و گناه اين گرانی را به گردن كاهش فرآورده ‏های كشاورزی و دامی بيندازيم. در عين حال به شيوه بسيار زيركانه ‏ای ميزان توليد را كاهش مى‏دهيم. بدين ‏معنی كه اعتياد و هرج و مرج طلبی و كم‏كاری را در ميان كارگران رواج مى‏دهيم و به مدد شيوه‏ های گوناگون، صحنه زمين را از وجود متخصصان و تحصيل كرده‏ های غيريهودی پاك مى‏كنيم تا ميزان توليد كاهش پيدا كند.

- پيش از آنكه غيريهوديان به فهم حقايق نايل شوند و مشكلات را دريابند، ما به موقع عمل مى‏كنيم. فى‏المثل زيرپوشش هواخواهی از طبقه كارگر و به ياری اصول اقتصاد سياسی كه تئورى‏های ما بر آنها مبتنی است، تبليغات دامنه‏ داری به راه مى‏اندازيم و آنگاه از نيروی كارگر به سود خويش بهره ‏برداری مى‏كنيم.

+ نوشته شده توسط کیسان در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 11:5 |